تبلیغات
شادی شبانه - می گذرد... کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

شادی شبانه

بهار در این شهر غریب قدم نمی گذارد

به دست های سرد تو، به چشم های زارم

دوباره از زمین تو عبور می کنم باز

شماره های قرص را دگر نمی شمارم

 

چه می شود حضور من به چشم تو بیاید

به علتی هبوط کرد به علتی که شاید

هبوط من به این زمین دلیل اشک او بود

خدا دری که بسته است دگر دوباره ن می گشاید

 

به خواب من بیا که این ضمیر خسته ی من

دگر توان این همه گلایه را ندارد

کنایه می زنند به اسم تو تمام مردم

دلم توان این همه کنایه را ندارد

 

دوباره چشم های تو ز چشم من گذر کرد

دوباره این تلاقی یک عبوری از هنر کرد

دوباره خط خطی شدم به روی این سپیدی

دوباره آیه ای از آن خدا به من گذر کرد

 

شلخته است شعر من درست مثل مویت

تو شانه ای میان این خطوط ها به سر زن

که شاید این ترانه از شلختگی در آید

بیا یه شاخه از همین شکوفه ها به سر زن

 

عبور می کنم ولی که رسم عاشقی نیست

بیایی و دلم رو عاشقت کنی، نباشی

روی و این سکوت را به هم زنی و رد شی

به روی زندگی من سقوط را بپاشی


نوشته شده در یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 01:22 ق.ظ توسط محمدحسین محمدی نظرات | |

Design By : Pichak