تبلیغات
شادی شبانه - برای آنها کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

شادی شبانه

کودک من بخواب که تمام شهر روشن است
میان این بهبه ی شهر جدید آهنی
کودک من بخواب که
چراع خانه روشن است
بسان قاصدک میان دست های شب رها
بسان آن پرنده ای که بارها
به سوی روشنی صبح بال زد
پر زده ای میان آفتاب و رعد
میان تل گرگ ها
که گرگ می درند دگر
بخواب که تمام مردمان شهر
تشنه به خون گرگ ها
تفنگ به دست
میان شهر می تپند
کودک من بخواب که
خواب نمی شود دگر به چشم های مادرت
بخواب که
تو هرچه گریه کرده ای
جواب می شود به روی گردن
تمام گرگ های شهر
بخواب که ستاره ها
روشن اند
بخواب که
دو چشم های خیس من که تا ابد برای تو می تپند
فقط به روی مرگ بسته می شود
بخواب که
به هرچه حکم داده اند
خدا در آسمان شب
بزرگترین حاکم است
بخواب که
اگر به گریه های آن نگاه تو نگاه نکرد
خدا به زجه هایشان نگاه نمی کند دگر
بخواب که
خدا خودش قبیله ی
تمام گرگ های روسیاه را می درد
بخواب که حتی اگر گذر کنند تمام چشم های شهر
از این گناه نا تمام
گذر نمی کند خدا
که اشک های تو بدون پاسخ خدا نمی کند گذر
بخواب که برای تو نوای شب بخوانمت
بخواب که تو را فرشته ای میان دست های آن خدا بدانمت
بخواب که دگر صدای نعره های گرگ های رو سیاه به گوش تو نمی رسد
بخواب که حاکم این زمین آن زمان خداست
بخواب که دو چشم های مشکی ات
سیاه می کند به هرچه هست نیست آن قبیله ی سیاه
و آخرین صحبت من که با شماست
ز هرچه شد کن گذر
ولی نمی شود گذر ز مشت های آهنین آن خدا







نوشته شده در شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 03:14 ق.ظ توسط محمدحسین محمدی نظرات | |

Design By : Pichak