تبلیغات
شادی شبانه - دوباره کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

شادی شبانه

سپید نمی شود ولی، سیاه می رسد به من
به هر چه هرکه بود حرام، مباح می رسد به من

 

دو دست من رها شده است، میان این دو دست باد
دگر به هیچ جا نماند، سرود های شاد باد


درون انزوای خویش، سقوط می کنم به خاک
به هر دریچه ای زدم، نمی شود گناه پاک


من از سقوط خسته ام، و باز دلشکسته ام
من از تمامی زمین این زمان، خسته ام


به عشق قسم نمی خورم ولی که عاشقم هنوز
دو دست سرد را بگیر، میان این قسم بسوز


به هرچه فکر می کنم سیاه می شود دلم
به رنگ چشم های تو، به چشم های بسته ام


در این سقوط ممتد ترانه های لعنتی
به فکر لحظه خروج، به فکر بوق ممتدی


تو از زبان من جدا نمی شوی ولی که من
به هرچه بود سر زدم، تو هم دوباره سر بزن


چه می شود خدای ما نگاهی به زمین کند
مرا از این زمین جدا، فقط مرا همین کند

چه می شود اگر تو را میان چشم های باد
غزل شوی ،ترانه ای، ترانه ای که یاد داد...

...من از تمام مردم تمام شهر غربیه ام
نمی شود که لحظه ای، که خشک بُوَد دو دیده ام

تو صاحب تمام شعرها و این ترانه ای
تو ام سکوت ممتدی، برای من بهانه ای


که از دو چشم های تو که هیچ وقت ندیده ام
به سمت تو گذر کند دو اشک های دیده ام

 

دلم برای آن همه ندیدن تو تنگ شد

دلم خیال دیدن دو چشم تو به گور برد

 

مرا میان این همه غریبه ها رها نکن

دو دست های من بگیر، مرا ز خود جدا نکن

 

اگر که میشود مرا در این ترانه ها ببین

به قلب من هبوط، تو را قسم فقط همین

 




نوشته شده در سه شنبه 27 تیر 1396 ساعت 09:21 ب.ظ توسط محمدحسین محمدی نظرات | |

Design By : Pichak